محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

495

مخزن الأدوية ( ط . ج )

به فارسى كاج نامند و پوست آن صلب خشن و مقطع به هم پيوسته و بعد از رسيدن نرم و از هم بعضى جدا مىگردند و به عدد قطعه‌هاى آن در جوف آن دانه‌ها است و بر هر دانه رطوبتى و پيوسته به باطن پوستها نيز رطوبتى غليظ لزج دانه‌دار و در زير آن پرده اندك نازك لزج و در جوف آن تخمى سياه رنگ اندك طولانى به قدر لوبيا و حب الخروع و مغز آن سفيد و درخت آن پريشان با شاخ‌هاى بسيار و تا به سه قامت بلند مىشود و برگ آن از برگ ساذج عريض‌تر و اندك كوتاه‌تر و نازك‌تر و بهترين ثمر آن بزرگ باليده رسيده شيرين بزرگ دانه پر رطوبت آنست . طبيعت آن : در دويّم گرم و تر با رطوبت لزجه . افعال و خواص آن : اندك مسخن و مخرب معده و محرك مواد ساكنه و ملين طبع خصوص با پرده بالاى تخم آن خوردن نفاخ و بطى الهضم و اكثار آن مولد خون بلغمى لزج سوداوى و محدث حميات و دماميل و جرب و قوبا و امثال اينها و تخم آن را چون بسايند و بر سر بمالند شپش آن را بكشد و دفع نمايد و ليكن بايد كه احتياط نمايند كه به چشم نرسد كه سوزش و ورم مىكند و فرزجه آن مسقط جنين است و مجرب . فصل الشين مع الشين المعجمتين ششريث به كسر شين و سكون شين دويّم و كسر راى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ثاى مثلثه . ماهيت آن : اسم بيخ نباتى است كه در دير البلاد مصر يافت مىشود سطبرتر از انگشتى و بىمزه مايل به زردى . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت استسقاى زقى مجرب دانسته‌اند و گويند بدون كرب و مشقت اخراج زرداب مىكند . فصل الشين المعجمه مع الطاى المهملة المشالة شطيبه به ضم شين و فتح طا و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح باى موحده و ها لغت مغربى است . ماهيت آن : نباتى است كثير الوجود در كوه‌هاى برف‌دار برگ و تخم و شكل گياه آن مانند زيره و با اندك تندى طعم و شيرينى و بيخ آن چند عدد مجتمع و غير مستحكم و بعضى از آن راست و بعضى كج . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : به جهت علت معروفه به شوكه گويند مجرب است . فصل الشين مع العين المهمله شعر به فتح شين و سكون عين و راى مهملتين به فارسى موى و به تركى قبل و به هندى بال نامند جمع آن اشعار و شعور و شعار آمده . ماهيت آن : متولد از ابخره و ادخنه اخلاط محترقه و يابسه است و فرق ميان آن و صوف و و بر آنست كه شعر پيچيده نمىباشد به خلاف صوف و و بر و صوف نرم و نازك و ما بين آن هر دو است و صوف را به فارسى پشم و و بر را كرك نامند و هر سه عام‌اند همه حيوانات يعنى بعضى را شعر و و بر هر دو مىباشد مانند بز و بعضى را پشم فقط مىباشد مانند ميش و بره و بعضى را موى فقط مانند اكثر حيوانات و انسان را نمىباشد مگر شعر فقط و از مطلق آن مراد شعر انسان است . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : سوخته آن مسخن و بغايت مجفف و بيلذع و جهت آكله و خشك كردن زخمها و قلاع و قروح ذروراً و طلاءً با عسل و با كندر و زفت جهت جراحات سر ذروراً بعد از ماليدن زفت بر آنها و طلاى آن با مرداسنگ جهت تسكين جرب و حكه شديد قوى چشم و با روغن زيتون و يا آب جهت سوختگى آتش و با سركه ساييده آن جهت تحليل و قلع ثآليل و بثور و سگ ديوانه گزيده و با شراب و روغن زيتون جهت ورم سر و جراحت آن و به دستور غير محرق آن و محرق آن با عسل جهت قلاع دهان اطفال و با روغن گوسفند جهت عشره و ورم حادث از آن و ذرور آن جهت بروز مقعده و رد كننده آنست بر موضع خود و قطور آن با روغن گل جهت تسكين درد گوش و با سفيداب و توتياى مغسول و گل ارمنى جهت حرقة البول مجرب و بخور آن جهت صرع سددى و گريزاندن هوام و حمول آن جهت سيلان رحم و تجفيف رطوبات آن و صرع و ماء الشعير كه از تقطير آن حاصل مىگردد جهت داء الثعلب و رويانيدن موى مجرب و به دستور دهن آن و نيز مقوى باه است و تعليق موى طفل پيش از آنكه صلب شده باشد جهت نقرس و عقرب گزيده نافع و دستور احراق آن در دستورات مقدمه و دهن آن در مركبات در ادهان مذكور شد . شعر الجياد به كسر جيم و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و دال مهمله . ماهيت آن : نباتى است شبيه به موى يال اسب و باريك و سياه چندين عدد به هم پيوسته شبيه به دسته از يك جا روييده و بر روى زمين پهن و بىبرگ و ساق و بيخى قوى و چون بسوزانند بوى موى سوخته از آن آيد و غير پرسياوشان است .